شيخ ذبيح الله محلاتى
360
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
مسموم براى پسرش فرستاد چون حالش ديگرگون گرديد كنيزان را فرمان داد تا او را خفه كردند و در مجلدات تاريخ سامرا تاريخ تمام خلفاى بنى العباس را نوشتهام قبيحه مادر معتز زوجه متوكل عباسى ام ولدي بود روميه و از بسيارى زيبائى و خوشگلى او را قبيحه مىگفتهاند چنانچه نام كافور را بر زنگى مىگذارند پسرش معتز سيزدهمى از خلفاى بنى العباس است كه چهار سال شش ماه بيست سه روز خلافت كرد و در سامراء مدفون گرديد و سبب مرگ او اين بود كه عساكر او از تركها مطالبه مواجب خود را مىكردند معتز فرستاد نزد مادرش كه پنجاه هزار دينار به من بده تا اين فتنه را خواب كنم گفت در نزد من مالى نيست با اينكه مال بسيار داشت بالاخره عساكر ريختهاند و معتز را از خانه بيرون كشيدند و عمود بر سر و كتف او مىزدند كه خود را از خلافت خلع كن و جامه بر تن او دريدند و او را پاى برهنه در آفتاب نگاه داشتهاند و سيلى به صورت او مىزدند در فوات الوفيات گويد از شدت گرما معتز زيرجامه خود را بيرون كرد و در زير پاى خود نهاد بالاخره خود را از خلافت خلع كرد پس از خلع او را در سردابى انداخته و آب و طعام از او قطع كردند تا جان بداد چون معتز كشته شد مادرش قبيحه فكر كرد كه اين اموالى كه در دست من است هركه خليفه بشود از من مىربايد و مرا هم نابود خواهند كرد پس بهتر اين است كه صالح بن وصيف را با خود آشنا كنم و در سايه او زندگانى بنمايم پس زنى عطاره را بنزد او فرستاد و صورت حال را بگفت صالح بن وصيف قبول كرده گفت تا اموال را به او بسپارند پانصد هزار دينار زر سرخ در بغداد داشت او را حاضر كرد و خزينهاى كه در زير زمين داشت از او هزارهزار دينار و سيصد هزار دينار بياورد و سبدى مملو از زمرد و سبدى مملو از مرواريد درشت و سبدى از ياقوت